خانه / دلایل به تعویق انداختن کارها / پشت گوش اندازی سامان یافته

پشت گوش اندازی سامان یافته

 

مدتهاست که میخوام برای سایت مقاله ای بنویسم. خوب سرانجام موفق شدم که امشب این کارو انجام بدم، اما چرا امشب؟ چون وقتم آزاد شده؟ نه! من کارهای خیلی زیادی دارم که باید انجام بدم. پروژه های نیمه تمام خیلی زیادی دارم، کتاب های خیلی زیادی هست که باید بخونم و کتابهای بیشتری هست که همه رو نصفه و نیمه خوندم و کنار گذاشتم و گفتم که بقیشو بعدا میخونم، اما هنوز اون بعدا از راه نرسیده.

یکی از دلایل نوشتن این مقاله اینه که از انجام اون کارها طفره برم. این مغز سخن من در پشت گوش اندازی سامان یافته است. این یه استراتژی عجیبی هست که میتونه کمک کنه آدمها موثرتر و کاراتر بشن.

در سال ۱۹۳۰ رابرت بنچلی در مقاله ای تحت عنوان چگونه کارها را به انجام برسانیم” نوشت:

هر آدمی می تواند هر حجمی از کارها را به انجام برساند، به شرط آنکه آن کار کاری نباشد که او قرار است در آن لحظه انجام دهد.

نکته ی بسیار مهمی که باید بهش اشاره بشه اینه که پشت گوش انداختن به این معنی نیست که تو اصلا کاری نمی کنی. به ندرت پیش میاد که پشت گوش اندازها آدمهای بیکاری باشند. اونها حتی خیلی کارهای سودمندی هم انجام میدهند اما همش به طور حاشیه ای. اونها ساعت ها وقتشون رو به نوشتن برنامه ی روزانه ی بسیار دقیقی میگذرونند که هرگز عملی نمیشه، اونها موتور ماشینشون رو کلا پایین میارند و دوباره میذارند بالا، یا اینکه یه باغ بسیار بزرگ با کلی درخت رو با دقت هرس میکنند. اما چرا از این کارها میکنند؟ چون اونها در مسیر انجام ندادن کاری مهم هستند. اگر این پشت گوش اندازها فقط یه کار داشتند و اون کار هرس کردن باغشون بود، از این کار طفره میرفتند.

آدمهای پشت گوش انداز را میتوان به انجام دادن کارهای بسیار دشوار ترغیب کرد، به این شرط که اون این کارها را شیوه ای برای طفره رفتن از کارهایی مهمتر تلقی کند.

پشت گوش اندازها معمولا کارهایی رو انجام میدهند که اونها رو به عنوان یه شهروند نمونه، یه استاد خوب، یه معلم باحال، یه پزشک خودمونی شهره میکنه، اما اونها با پشت گوش اندازی کارهای مهمتر به این عناوین شهره شده اند. بعنوان مثال استادی که به جای آماده کردن مطالب درسی و یا تصحیح اوراق امتحانی میره و با دانشجوهاش پینگ پنگ بازی میکنه، یه استاد باحال و کول دیده میشه، اما در واقعا داره هنرمندانه کارهای اصلیشو پشت گوش میندازه.

پشت گوش اندازها معمولا راهی اشتباهی در پیش میگیرند. آنها فکر میکنند که اگر از حجم کار خود بزنند و آنها را به حداقل برسانند، از خصلت منفی طفره رفتن خلاص میشوند و از عهده ی انجام دادن کارهای اندک باقی مانده بر می آیند. اما این کار اثری ندارد جز اینکه باعث نابودی منبع ارزشمند انگیزه ی آنها می شود. در واقع، اندک کارهای باقی مانده ی آنها در فهرست کارهایی است که بیشترین اهمیت را دارند، بنابراین، بهترین راه طفره رفتن از انجام دادن آنها، این میشه که هیچ کاری نکنند و لذا به یک سیب زمینی بی رگ تبدیل خواهند شد.

پشت گوش انداختن کارها

خب حالا آیا این به این معنی هست که کارهای مهم هیچوقت انجام نمی شوند؟ نه! مهمترین ترفندی که اینجا باید بهش توجه بشه اینه که اگه شما فهرستی از کارهایی که باید انجام بدید رو تهیه میکنید، این فهرست باید به گونه ای سازماندهی بشه که کارهای صدر فهرست شم که اولویت بیشتری دارند به راحتی انجام بشوند. این گونه فهرست کردن دو تا خوبی داره اول اینکه کارهای صدر فهرست ضرب الاجلی ندارند و دوم اینکه ظاهرا بسیار مهمند که البته نیستند. ما هم برای اینکه این کارهای به ظاهر مهم رو انجام ندیم، میریم سراغ کارهایی که بسیار مهمند.

این یعنی پشت گوش اندازی سازمان یافته. یعنی یه کار به ظاهر مهم رو پشت گوش بندازی تا به کارهای واقعا مهم بپردازی. خوب اگه الان احساساتمون یکی شد باید بهت بگم که… بذارید اول احساس رو بگم، ممکنه با خودت فکر کنی که خوب این یعنی گول زدن خودمون دیگه، چه کاریه!!! دقیقا. فرد باید بتونه تشخیص بده که چه کارهایی واجد اهمیت بیشترند، بعد آنها را با فوریت ها و ضرب الاجل هایی غیر واقعی بر عهده بگیره و در خود چنین احساسی رو بر بیانگیزاند که که این کارها واقعا مهم و فوری اند. این امر، اصلا مسئله نیست، چون عملا همه ی پشت گوش اندازها در زمینه ی فریب دادن خود مهارت هایی شگفت دارند. و چی بهتر از بهره بردن از یک نقطه ضعف برای جبران آثار منفی نقطه ضعفی دیگه؟!!

پشت گوش انداز سازمان یافته باشید.

منبع:academyzehn.com

درباره ی fixlifeir

همچنین ببینید

4 سوال برای مقابله با به تعویق انداختن

به تعویق انداختن همچون صدایی در سر شما است که شما را با بهانه‌هایی به …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *